عماد الدين حسن بن علي الطبري

116

مناقب الطاهرين ( فارسي )

الطّالب الغالب الى علىّ بن ابى طالب . « 1 » جابر گويد : اترجى از اترجهاى بهشت [ به رسول اللّه اهدا شد ] كه بوى آن در جملهء مدينه پراكنده شد كه نزديك بود اهل مدينه بيهوش شوند . رسول ( ص ) در خانهء امّ سلمه بود . چون روز شد ، رسول ( صلعم ) آن را پنج پاره كرد ؛ يكى خود بخورد و يك پاره به على داد ، و يكى به فاطمه ( عليها السلام ) ، و يكى به حسن ( ع ) ، و يكى به حسين ( ع ) . امّ سلمه گفت : يا رسول اللّه ، من نه از زنان توام ؟ ! رسول ( صلعم ) فرمود : يا امّ سلمه ، اين تحفهء بهشت است . و اين را جبرئيل آورد و مرا فرمود كه من خورم و عترت و اهل بيت من . « 2 » انس گويد كه : روزى رسول حجّاج به من آمد و مرا بخواند و گفت : چه گويى در حقّ ابو تراب ؟ من با خويشتن گفتم : اين زمان خود را برنجانم و راستى با وى بگويم . پس گفتم : روزى از خانه به قصد ديدن پيغمبر خارج شدم . و رسول ( ص ) چون نماز بامداد گزارده بود ، بر حمار خويش سوار شد . و من جوان بودم با وى بودم . و على بر دست راست وى مىرفت و من در پس ايشان مىرفتم تا به پشته‌اى برسيد و از حمار فرود آمد و مرا گفت : اينجا بنشين تا من پيش تو آيم . و رسول ( ص ) و على عليه السلام بر پشته رفتند و آنجا بياراميدند و حكايات مىكردند و خنده‌ها مىنمودند تا مدّتى برآمد . من گفتم : اين ساعت فرود آيند . ابرى بيامد و پيش ايشان بايستاد . و رسول ( ص ) را ديدم كه چيزى از آن ابر مىگرفت و مىخورد و به على ( ع ) مىداد تا ابر بازرفت . ايشان از

--> ( 1 ) - الثاقب فى المناقب / 61 . ( 2 ) - الثاقب فى المناقب / 61 .